از آن جائی چند هفته ای است که جو سیاسی کشور تحت شعاع حرکت هایی به عنوان افشاگری علیه مفسدان اقتصادی قرار گرفته است قصد آن داریم در این نوشتار از نگاهی برون سیاسی و صرفا دینی به این ماجرا نظری نمائیم تا بلکه وظیفه خویش را به عنوان یک مسلمان پیرو قرآن و اهلبیت(ع) در مقابل این وقایع بدانیم.
واقعیت آن است که اگر ما حقیقتا اعتقاد به پیروی از قرآن و اهلبیت(ع) داشته باشیم هرگز نباید لحظه ای تحت تأثیر اینگونه وسوسه ها و انحرافها که با ظاهر فریبنده افشاگری صورت میگیرد قرار گیریم زیرا برمبنای اعتقاد ما ملاک تشخیص حق و باطل در شرع مقدس اسلام مشخص شده است و اگر ما این ملاکها را رعایت نکنیم چه بسا از همان کسانی بشویم که پس از شهادت حضرت علی (ع) هنگامی شنیدند امام (ع) را در محراب مسجد ضربت زدند گفتند: «مگر علی نماز هم میخواند!» امام علی(ع) در نهج البلاغه معیار تشخیص حق و باطل را برای ما اینگونه بیان میفرمایند: بین حق وباطل چهار انگشت فاصله است. پرسیدند معنی اش چیست؟ فرمودند: بین گوش وچشم چهار انگشت فاصله است " باطل آن است که بگویی شنیدم و حق آن است که بگویی دیدم " همانگونه که خداوند نیز قرآن کریم میفرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ«اى کسانى که ایمان آوردهاید از بسیارى از گمانها بپرهیزید که پارهاى از گمانها گناه است»
عدم توجه به معیارها و ملاکها تشخیص حق از باطل است که سبب میشود شیطان و حزبش همیشه از آن بهره جسته و با در آمیختن حق و باطل و آلوده کردن فضا بر مؤمنان این باور را به وجود آورند که تشخیص حق از باطل محال است در حالیکه مشکل اصلی ما عدم متابعت از دستورات دینی است نه عدم تشخیص واقعیت. این یک حقیقت است که ما حاضریم آبروی بزرگانی که سالها زحمت کشیدهاند و دارای درجات معنوی و علمی رفیعی هستند را به ادعای فردی ناشناس که شهادت بر مجرم بودن او نیز داده شده است ببریم بی توجه به آیات قرآن که میفرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِن جَاءکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَیَّنُوا أَن تُصِیبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِینَ سوره 49: الحجرات 6 اى کسانى که ایمان آوردهاید اگر فاسقى برایتان خبرى آورد نیک وارسى کنید مبادا به نادانى گروهى را آسیب برسانید و [بعد] از آنچه کردهاید پشیمان شوید.
و یا آیات11تا16 سوره نور که توجه به آن قلوب مؤمنان را میلرزاند و دوریمان را از حقیقت قرآن را بار دیگر متذکرمیشود:
إِنَّ الَّذِینَ جَاءُو بِالافْکِ عُصبَةٌ مِّنکمْ لا تحْسبُوهُ شرًّا لَّکُم بَلْ هُوَ خَیرٌ لَّکمْ لِکلِّ امْرِىٍ مِّنهُم مَّا اکْتَسب مِنَ الاثْمِ وَ الَّذِى تَوَلى کِبرَهُ مِنهُمْ لَهُ عَذَابٌ عَظِیمٌ(11)
لَّوْ لا إِذْ سمِعْتُمُوهُ ظنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِنَت بِأَنفُسِهِمْ خَیراً وَ قَالُوا هَذَا إِفْکٌ مُّبِینٌ(12)
لَّوْ لا جَاءُو عَلَیْهِ بِأَرْبَعَةِ شهَدَاءَ فَإِذْ لَمْ یَأْتُوا بِالشهَدَاءِ فَأُولَئک عِندَ اللَّهِ هُمُ الْکَذِبُونَ(13)
وَ لَوْ لا فَضلُ اللَّهِ عَلَیْکمْ وَ رَحْمَتُهُ فى الدُّنْیَا وَ الاَخِرَةِ لَمَسکمْ فى مَا أَفَضتُمْ فِیهِ عَذَابٌ عَظِیمٌ(14)
إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِکمْ وَ تَقُولُونَ بِأَفْوَاهِکم مَّا لَیْس لَکُم بِهِ عِلْمٌ وَ تحْسبُونَهُ هَیِّناً وَ هُوَ عِندَ اللَّهِ عَظِیمٌ(15)
وَ لَوْ لا إِذْ سمِعْتُمُوهُ قُلْتُم مَّا یَکُونُ لَنَا أَن نَّتَکلَّمَ بهَذَا سبْحَنَک هَذَا بهْتَنٌ عَظِیمٌ(16)
ترجمه :
11 - کسانى که آن تهمت عظیم را مطرح کردند گروهى از شما بودند، اما گمان نکنید این ماجرا براى شما بد است ، بلکه خیر شما در آن است ، آنها هر کدام سهم خود را از این گناهى که مرتکب شدند دارند، و کسى که بخش عظیم آن را بر عهده گرفت عذاب عظیمى براى او است .
12 - چرا هنگامى که این (تهمت ) را شنیدید مردان و زنان با ایمان نسبت به خود (و کسى که همچون خود آنها بود) گمان خیر نبردند؟ چرا نگفتید این یک دروغ بزرگ و آشکار است ؟!
13 - چرا چهار شاهد براى آن نیاوردند؟ اکنون که چنین گواهانى نیاوردند آنها در پیشگاه خدا دروغگویانند.
14 - و اگر فضل و رحمت الهى در دنیا و آخرت نصیب شما نمى شد به خاطر این گناهى که کردید عذاب سختى به شما مى رسید.
15 - بخاطر بیاورید زمانى را که به استقبال این دروغ بزرگ رفتید، و این شایعه را از زبان یکدیگر مى گرفتید، و با دهان خود سخنى مى گفتید که به آن یقین نداشتید، و گمان مى کردید این مساءله کوچکى است در حالى که نزد خدا بزرگ است !
16 - چرا هنگامى که آن را شنیدید نگفتید براى ما مجاز نیست که به این تکلم کنیم ؟ خداوندا منزهى تو، این بهتان بزرگى است !
نکته دیگری که در اینجا باید به آن توجه داشت آن است که اگر ما بخواهیم از اینگونه وسوسهها و فریبکاریها که دامن زنندههای آن نیزهمان شبکههای رادیویی و تلویزیونی آمریکا و انگلیس واسرائیل هستند پیروی کنیم یقینا مصداق این آیه شریفه خواهیم بود که: «وَمَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِن یَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنَّ الظَّنَّ لَا یُغْنِی مِنَ الْحَقِّ شَیْئًا» سوره 53: النجم 28« و ایشان را به این [کار] معرفتى نیست جز گمان [خود] را پیروى نمىکنند و در واقع گمان در [وصول به] حقیقت هیچ سودى نمىرساند»
ودر این صورت است که دیگر ما جمهوری اسلامی وانقلاب که هیچ بلکه نباید حتی نعوذ بالله پیامبر خدا(ص) را نیز قبول داشته باشیم چون بسیاری از تهمتها بلکه بسیار بالاتر از آن را نیز به آن وجود مقدس در طول تاریخ زده شده است.
در پایان این نوشتار تکرار میکنم آنچه معمولا در محافل سیاسی گفته میشود سخنان غیرقطعی است که با استنباط از شنیدههای دیگرانی که خود آنها نیز آن را شنیده بودند گردآوردی شده است و با کنارهم قرار دادن آنها نتایج قطعی از آن استنباط میشود و آبروی اشخاصی نیز به این وسیله نابود میشود، در حالی که اینها نمی تواند در پیشگاه عدل الهی برای ماعذرآور باشد چنانچه در توصیف صراط قیامت آمده است: "احدّ من السیف و ادقّ من الشعر": از شمشیر برندهتر، واز مو باریکتر است.
خداوند دین همه ما را از فتنههای آخرزمان حفظ نماید.